علم مبارزه + دانش هنر رزمی =》 زندگی آرام

پرداختن به علوم دینی، ورزشی ،سیاسی و مذهبی تؤام با بصیرت

علم مبارزه + دانش هنر رزمی =》 زندگی آرام

پرداختن به علوم دینی، ورزشی ،سیاسی و مذهبی تؤام با بصیرت

علم مبارزه + دانش هنر رزمی =》 زندگی آرام

سلام
مبارزه تنها به زد و خورد خیابانی منتهی نمیشود،گاه با به چالش کشیدن افراد وارد عرصه ی مبارزاتی‌ای جدید میشویم!
مبارزه میتواند ورزشی،علمی،سیاسی و حتی فرهنگی باشد.
"روح سالم در جسم سالم است"
منتظر نظر دوستان هستیم.
یا علی.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۰ خرداد ۹۷، ۱۷:۳۹ - chefft.blog.ir 💞💕
    🙏
  • ۱۸ خرداد ۹۷، ۱۷:۲۷ - chefft.blog.ir 💞💕
    لایک
نویسندگان

استاد بزرگ می گوید:
هرچند دشمن به من سریع حمله کند، من هرگز شکست نمی خورم. نه به این علت که تکنیک من سریعتر از حریفم است. مسئله سرعت نیست. مبارزه پیش از آنکه آغاز شود خاتمه یافته است.

متن از "کتاب آیکیدو" نوشته کیشومورا اوشیبا
ترجمه متن توسط "استاد شیوا"

استاد بزرگ می گوید:
"آی کی" تکنیکی نیست که با آن بجنگید یا دشمن را مغلوب کنید، آن راهی است برای حل مشکلات جهان و تبدیل انسانها به یک خانواده واحد.

متن از "کتاب آیکیدو" نوشته کیشومورا اوشیبا
ترجمه متن توسط "استاد شیوا"

استاد بزرگ می گوید:
بودوی حقیقی (بودو یعنی طریقت سلحشوری) کار عشق است. حرکتی است برای جان دادن به تمام موجودات و نه کشتن یا ستیزه گری با یکدیگر. عشق، خدای نگهبان همه چیز است. هیچ چیز بدون آن نمی تواند وجود داشته باشد. آیکیدو بالفعل در آوردن عشق است.

 

و در جای دیگر استاد بزرگ می گوید:
راز آیکیدو این است که خود را با حرکت جهان هماهنگ کرده و مسیر خود را در وحدت با جهان قرار دهیم. آنکه راز آیکیدو را بدست آورده باشد جهان را در خود دارد و می تواند بگوید: "من خود جهان هستم."

متن از "کتاب آیکیدو" نوشته اوشیبا
ترجمه متن توسط "استاد شیوا"

من تجربه شکست را داشته ام ، در کشور ما از زمان های گذشته همیشه عقیده براین بود که دربالاترین سطح بودو مسئله کشتن یا نابود کردن نباید درمیان باشد. درکشور مابودو همیشه به عنوان راه برتر صلح شناخته شده است. بودو در تطهیر فکر وجسم نقش داشته است. پیروی کردن ازدستورات طبیعت در زندگی روزمره و حمایت از دیگران، اصل و مبنای بودو را تشکیل می دهد. واقعاً جای تاسف است که این همه آدم که طبیعتاً ستیزه جو هستند به این واقعیت پی نبرده اند و ترجیح داده اند هنرهای رزمی خود را تنها با هدف کشتن توسعه ببخشند. گاهی اوقات شاگردانم ازمن می پرسند ( آیا شما هیچ وقت شکست نخورده اید؟ من جواب می دهم چرا! من هم چند بار به دلیل بی دقتی یا انجام یک حرکت نادرست تجربه شکست را داشته ام. یک روز که با استادم سوکاکو تاکه دا (استاد دایتوریو درسال 1859-1943) مسافرت می کردم و درحالی که چمدان هایش را حمل می کردم پشت سر او می دویدم، نزدیک بود به یک پیرزن که ناگهان برسر راه من قرارگرفت برخورد کنم. خیلی سریع خودم را کنار کشیدم. اما از نقطه نظر هنرهای رزمی من بازنده بودم زیرا به اندازه کافی به اطرافم توجه نکرده بودم!

یک بار دیگر، هنگامی که یک کلاس را اداره می کردم و یک حرکت پایه را به یک رزمی کار به اسم تتسومی هوشی که تجربه زیادی درجودو داشت نشان میدادم، او ناگهان درموقعیتی قرار گرفت که مرا پرتاب کند. من فقط در لحظه آخر توانستم خود را نجات دهم، اما این به این دلیل بود که من یک روزنه موقتی در گارد خودم باقی گذاشته بودم و هرگز تصور نمی کردم که اینطور غافلگیر شوم، به خصوص زمانی که مشغول تدریس بودم!

یک بار دیگر هم درحالی که دریک آکادمی پلیس یک کلاس کار آموزی را اداره می کردم، یکی از شرکت کنندگان را که سعی می نمود باتمام نیرو دربرابر من مقاومت کند، زخمی کردم. برای کسانی که طرز فکرشان قدیمی است، او می توانست ازاین کار یک درس بگیرد ، (اینکه هرگز با یک مربی مقابله نکند) اما من تصمیم جدی گرفتم تا تکنیکم را بهتر کنم برای اینکه کسانی که با من کار رزمی انجام می دهند، هر که می خواهد باشد، مجروح نشود. زیرا هنگام اجرای آیکیدو هیچ کس نباید جراحت بردارد. یک روز یک سوموکار که در همسایگی ما زندگی می کرد و فردی تنومند بود و اندامی درشت داشت مرا به مبارزه فراخواند. در این هنگام او با یک پارچه ساده کمرش رابسته بود. بدنش آنقدر بوی عرق می داد که من نمی توانستم او را آنقدر نگه دارم تا از حرکت باز بایستد. اما بالاخره توانستم او را روی زمین پرت کنم و تحت کنترل درآورم، این تجربه، تکنیکی را به من آموزش داد که استادان هنرهای رزمی درزمان های گذشته به آن می گفتند (درچنگ گرفتن یک مار ماهی که می لغزد) همین شکست ها به من کمک کردند تا هنر خودم را بهبود و توسعه ببخشم.(استاد بزرگ موریهه اوئشیبا)

درک کنید، تفکر کنید و باز هم مطالعه کنید.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی